دندان سپیدی

لغت نامه دهخدا

دندان سپیدی. [ دَ س َ / س ِ ] ( حامص مرکب ) دندان سفیدی. حالت و صفت دندان سپید:
وز پی دندان سپیدی همرهان از تَف آه
دل چو عود سوخته دندان کنان آورده ام.خاقانی.رجوع به دندان سپید شود.

فرهنگ فارسی

دندان سفیدی. حالت و صفت دندان سپید.

جمله سازی با دندان سپیدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت «ز نقشی که در ایوان اوست دُر به سپیدی نه چو دندان اوست»

💡 چنان روز بر ما سیه کرد بی‌تو که کس‌مان ندیدی سپیدی دندان

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز