دمه کر

لغت نامه دهخدا

دمهکر. [ دَ م َ ک َ ] ( معرب، ص )معرب و مأخوذ از دمه گیر فارسی یعنی، خبه کننده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). معرب دمه گیر فارسی است.( از المعرب جوالیقی ص 149 ). و رجوع به دمه گیر شود.

فرهنگ فارسی

معرب و ماخوذ از دمه گیر فارسی یعنی خبه کننده.

جمله سازی با دمه کر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر این برف و دمه شمشیر بودی جهنده باد ببر و شیر بودی

💡 از دم ناصح واعظ دلم اندر چاهیست که ز یک سوی سموم است و ز یک سوی دمه

💡 دمه پیکان آبدار به دست چشم را سفت و چشمه را می‌بست

💡 دمه سرد و شه بادم سرد بود جهانگرد را با جهان گرد بود

💡 بشنو آن دم را غنیمت می شمار دمه به دم در دم به دم در دم به دم

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز