دل اشفته

مترادف‌ها

ناآرام، مضطرب، پریشان

متضادها

دل آرام، دل شاد

لغت نامه دهخدا

( دل آشفته ) دل آشفته. [ دِ ش ُ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) آشفته دل. عاشق: جوانی بر سر این میدان مداومت می نماید...چنین معلوم می شود که دل آشفته است. ( گلستان سعدی ).

فرهنگ فارسی

( دل آشفته ) آشفته دل. عاشق.

جمله سازی با دل اشفته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هر سحر کز سر کوی تو صبا برخیزد عالمی با دل آشفته ز جا برخیزد

💡 فرامرز گفت ای دل آشفته مرد مرا بیشه بنما و تو باز گرد

💡 صد دل آشفته را شیرازه می باید شدن نیست معشوقی همین زلف پریشان داشتن

💡 یکی روز شه د رحرم خفته بود ز دردی نهانش دل آشفته بود

💡 چو غمت برد قرارم خبر از طعنه ندارم چو دل آشفته یارم نه هراسم ز ملامت

💡 ابوالفضل استاده اندر برش دل آشفته و دست کرده به کش

💡 با شنیدن شایعات منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، او با دلی اشفته و اضطراب بسیار زیاد، سعی کرد حقیقت را از منابع معتبر جویا شود.

💡 طوفان‌های شدید دریایی در آن شب، دلی اشفته و مضطرب را برای تمامی ملوانان آن کشتی کوچک و بی‌دفاع به ارمغان آورده بود.

💡 او در میان شلوغی بازار و صدای بلند مردم، با دلی اشفته و سرگردان به دنبال دوست قدیمی خود که گم شده بود، می‌گشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران