دغل دار
مترادفها
فریبکار، حیلهگر، کلاهبردار، مکار
متضادها
صادق، درستکار، امانتدار
لغت نامه دهخدا
دغل دار. [ دَ غ َ ] ( نف مرکب ) دغل دارنده. دارنده دغل. ناسره دار. که سیم یا زر تقلبی دارد. || توسعاً، مکار و فریبنده: این رافضیان همه دغل دارانند. ( کتاب النقض ص 428 ).
فرهنگ فارسی
دغل دارنده.
جمله سازی با دغل دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 میزان عدل آورده است آن مه برای مشتری قلب و دغل بگذار اگر داری سر بازار او
💡 ای بس دغلفروشان در بزم بادهنوشان هش دار تا نیفتی ای مرد نرم و ساده
💡 تو چه داری غیر ادبار، ای دغل ما چه پنهان کردهایم اندر بغل