لغت نامه دهخدا
دغ کردن. [ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در زبان اطفال، زدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). دق کردن.
دغ کردن. [ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در زبان اطفال، زدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). دق کردن.
در زبان اطفال زدن. دق کردن.
💡 بیش از بیست و پنج سال است که فویلها برای مسقف کردن سازهها مورد استفاده قرار گرفتهاند. امروزه این سیستم ابتکاری که در آن شفافیت و وزنِ سبک با ویژگیهای عایق کاری بسیار عالی و طول عمر زیاد ترکیب شده و در توسعهٔ معماری، پیشگام است.
💡 به علت این که فریت ماده ای است که مخلوط کردن آن و حرارت دادن آن دمای بیشتری از مقداری که آتش میتواند تأمین کند میطلبد، بسیاری از لعاب گران صنعتی جدید، فریتهای خود را بهطور کامل مخلوط نمیکنند؛ فریت معمولاً از افرادشناس که آن را با ترکیب استاندارد و مخصوص میسازند، تهیه میشود و در نهایت افزودنیهای مورد نظر قبل از عمل آوری و پختن به آن اضافه میشود.
💡 یکی از اهداف اصلی تشکیل این رشته آشنا کردن دانشجویان با درست نوشتن و درست خواندن زبان فارسی و ایجاد توانایی در آنها برای تحقیق در متون کهن نظم و نثر فارسی و معرفی آن به جامعه علمی و فرهنگی کشور است. هدف دیگر تأسیس این رشته ترویج و گسترش زبان و ادب فارسی در جامعه ایرانی و خارج از آن است.