دعوت اصحاب القریه

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] دعوت اصحاب القریه (قرآن). خداوند دو پیامبر را به سوی اصحاب قریه فرستاد. پیامبران در برابر رسالتشان، هیچ اجر و مزدی از مردم طلب نمی کردند. اصحاب قریه چون فرستادگان الهی را تکذیب کردند، پیامبر سومی برای پشتیبانی آن دو مبعوث شد. حبیب نجار نیز که خود هدایت یافته بود، مردم انطاکیه را به پیروی از پیامبران دعوت می کرد.
حبیب نجار، مردم انطاکیه را به پیروی از پیامبران ـ که خود هدایت یافته بودند ـ دعوت می کرد:• «وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً أَصْحَابَ الْقَرْیَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ؛ و برای آنها، اصحاب قریه (انطاکیه) را مثال بزن هنگامی که فرستادگان خدا به سوی آنان آمدند». • «وَجَاءَ مِنْ أَقْصَی الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعَی قَالَ یَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ؛ و مردی (با ایمان) از دورترین نقطه شهر با شتاب فرا رسید، گفت: «ای قوم من! از فرستادگان (خدا) پیروی کنید!».
← تفسیر آیه
مردم انطاکیه به پیروی از پیامبران الهی دعوت می شدند؛ چراکه پیامبران در برابر رسالتشان، هیچ اجر و مزدی را از مردم طلب نمی کردند:• «وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً أَصْحَابَ الْقَرْیَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ؛ و برای آنها، اصحاب قریه (انطاکیه) را مثال بزن هنگامی که فرستادگان خدا به سوی آنان آمدند». • «وَجَاءَ مِنْ أَقْصَی الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعَی قَالَ یَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ؛ و مردی (با ایمان) از دورترین نقطه شهر با شتاب فرا رسید، گفت: «ای قوم من! از فرستادگان (خدا) پیروی کنید!». • «اتَّبِعُوا مَن لاَّ یَسْأَلُکُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ؛ از کسانی پیروی کنید که از شما مزدی نمی خواهند و خود هدایت یافته اند!».
← بیان آیه
۱. ↑ یس/سوره۳۶، آیه۱۳.
...

جمله سازی با دعوت اصحاب القریه

💡 این کیست چنین خوان کرم باز گشاده خندان جهت دعوت اصحاب رسیده

💡 راوى گويد: عبيداللّه زبان به دعوت اصحاب خويش برگشود كه با نور چشمرسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله، ستيزند وخون آن مظلوم را بريزند. آن بدنهادان نيزمتابعت كردند و حلقه فرمانش در گوش نهادند و آن شيطان مردود از قوم خود طلب نمودكه در طاعتش در آيند و زنگ غبار از خاطر بزدايند. آن بى دينان نيز انگشت اطاعت بر ديدهنهادند و سر به فرمانش ‍ دادند و آن زيانكار از عمر تبهكار، آخرت را به دنياى خودخريدار شد. آن غَدّار نابكار هم دين به دنيا فروخت و فرمان ايالت رى را بياندوختخواستش كه امير لشكر كند و عهد خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله را بشكند، عمر سعدنيز لبيّكى بگفت و كفر باطنى را نتوانست نهفت. با چهار هزار لشكر خونخوار از كوفهبيرون آمد و جنگ فرزند سيّد ابرار و نور ديده حيدر كرّار را مصمّم گرديد. پس از آن،عبيداللّه بن زياد لشكر پس از لشكر به دنبال آن بدبنياد روانه نمود تا آنكه در روزششم محرّم الحرام بيست هزار سواره لشكر بى دين بد آئين در كربلا جمع آمدند و كار رابر حسين مظلوم عليه السّلام تنگ گرفتندتا به حدّى كه تشنگى بر خود و اصحابشاستيلا يافت.