لغت نامه دهخدا
( دشوارآمد ) دشوارآمد. [ دُش ْ م َ ] ( مص مرکب مرخم، اِ مص مرکب ) دشوار آمدن. ناگوار آمدن: ناگاه از کید نفس و تسویل شیطان سخنی که دلیل کراهت و دشوارآمد باشد از من صادر گشت.( انیس الطالبین ص 137 ). و رجوع به دشوار آمدن شود.
( دشوارآمد ) دشوارآمد. [ دُش ْ م َ ] ( مص مرکب مرخم، اِ مص مرکب ) دشوار آمدن. ناگوار آمدن: ناگاه از کید نفس و تسویل شیطان سخنی که دلیل کراهت و دشوارآمد باشد از من صادر گشت.( انیس الطالبین ص 137 ). و رجوع به دشوار آمدن شود.
( دشوار آمد ) مشکل فهم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّهَ آن از بهر آنست که ایشان بر پی کاری رفتند که اللَّه خشم گرفت بر ایشان بآن، وَ کَرِهُوا رِضْوانَهُ و دشوار آمد ایشان را پسند اللَّه، فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ (۲۸) تباه کرد و فرانیست داد کردارهای ایشان.
💡 در خواب به او خبر دادند كه ترا در نزد خدا هيچعمل خوبى نيست ! گفت: خداوندا پس اعمال من به كجا رفت ؟ گفتند: تو عملى نداشتىزيرا هرگاه كار خوبى مى كردى به مردم خبر مى دادى، و جزاى چنين عملى همان قدر استكه تو خشنود مى شدى از اطلاع مردم بر كار خوبت؛ اين وضع بر عابد دشوار آمد ومحزون گرديد.
💡 اگر غنيمتى نزديك و سفرى كوتاه (براى جهاد) بود، قطعاً (منافقان ) در پى تو مىآمدند، ولى آن راه بر آنان دور و دشوار آمد (و به اين بهانه نمى آيند) و به خدا سوگندخواهند خورد كه اگر مى توانستيم، با شما (به جنگ ) بيرون مى شديم ! آنان (با اينروش،) خود را هلاك مى كنند و خداوند مى داند كه آنان دروغگويانند.
💡 فاضلی بر یکی از دوستان صاحبراز خود نامه مینوشت، شخصی در پهلوی او نشسته بود و به گوشه چشم نوشته وی را میخواند، بر وی دشوار آمد، بنوشت که اگر نه در پهلوی من دزدی زنبهمزد نه نشسته بودی و نوشته مرا نمیخواندی همه اسرار خود بنوشتمی.
💡 ابن سيرين، مردى را همواره سوار بر چارپايى مى ديد. روزى او را پياده ديد و گفتش:چهارپايت را چه كردى ؟ گفت: هزينه او مرا دشوار آمد و فروختمش. ابن سيرين او را گفت: نمى بينى ؟ كه روزى او را نيز از تو باز داشته اند.