لگد اندازی

مترادف‌ها

لگد زدن، ضربه زدن

لغت نامه دهخدا

لگداندازی. [ ل َ گ َ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل لگدانداز.

فرهنگ فارسی

۱- جفتک اندازی ( ستور ) ۲- امتناع از قبول امری زیر بار نرفتن.
عمل لگد انداز

جمله سازی با لگد اندازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بازیکن فوتبال با انجام لگد اندازی‌های بی‌مورد به سمت حریف، باعث شد که داور در دقایق پایانی بازی او را به دلیل خطای سنگین از زمین خارج کند.

💡 در برخی از ورزش‌های رزمی، لگد اندازی‌های دقیق و سریع می‌تواند توازن حریف را به هم زده و فرصتی مناسب برای پیروزی در مسابقه فراهم آورد.

💡 حیوانات وحشی برای دفاع از قلمرو خود گاهی از لگد اندازی‌های قدرتمند استفاده می‌کنند تا مهاجمان را از نزدیکی محل زندگی خود دور نگه دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران