لغت نامه دهخدا
دشنام یافته. [ دُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ناسزا شنیده. دشنام شنیده. فحش خورده. فحش داده شده. سرزنش شده. ( ناظم الاطباء ). شتیم. ( از منتهی الارب ).
دشنام یافته. [ دُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ناسزا شنیده. دشنام شنیده. فحش خورده. فحش داده شده. سرزنش شده. ( ناظم الاطباء ). شتیم. ( از منتهی الارب ).
ناسزا شنیده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هیفا وهبی خواننده لبنانی نیز که در یکی از قسمتهای برنامهٔ رامز عنخ آمون (محصول سال ۲۰۱۳) حضور یافته بود، به محض اطلاع از شوخی و ساختگی بودن تمامی اتفاقاتِ وحشتانگیزِ رخ داده برای او، بهشدت ناراحت و عصبانی شد و پس از گفتن دشنامهای رکیک به رامز جلال و خانوادهٔ او، بدون هیچگونه رضایتی محل ضبط برنامه را به مقصد هتل محل اقامت خود در مصر ترک کرد. در نهایت، رامز جلال و تعدادی از عوامل برنامه به هتل محل اقامت هیفا وهبی رفتند و تلاش کردند رضایت وی را جلب کنند.