دسته دادن

لغت نامه دهخدا

دسته دادن. [ دَ ت َ / ت ِ دَ ] ( مص مرکب ) گنبد گل دادن. مجموعه فراهم آمده از چیزی در اختیار کسی گذاردن چنانکه مجموعه ای از گلها یا ریاحین و غیره:
یکی دسته دادی کتایون بدوی
ازو بستدی دسته رنگ و بوی.فردوسی.بدخو جهان ترا ندهد دسته
تا تو ز دست او نشوی رسته.ناصرخسرو. || زنهار و امان و خط امان و فرمان دادن:
نیست از من عجب که گستاخم
که تو دادی به اولم دسته.رودکی.رجوع به دسته در معنی گستاخ و معنی یار و یاور شود.

فرهنگ فارسی

گنبد گل دادن. مجموعه فراهم آمده از چیزی در اختیار کسی گذاردن

جمله سازی با دسته دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روايات هم كه خيلى بيش از آيات وارد شده است، يك دسته آنها رواياتى استمشتمل بر تعداد گناهان كبيره كه ترك زكات در آنها، يكى از گناهان بزرگ به حسابآمده، و ديگر رواياتى است كه مربوط به وجوب دادن زكات و حرمت منع از آن و عقابتارك آن وارد گشته است. گوش: ممكن است همه آنها را بيان كنيد؟

💡 صفحه کلیدهای دستی ارگونومیک برای شبیه‌سازی دسته‌های بازی طراحی شده‌اند و می‌توانند این چنین استفاده بشوند به جای اینکه روی سطح صاف قرار داده شوند. معمولاً صفحه کلیدهای دسته‌ای تمامی کلیدهای الفبایی و نمادهای رایج که در صفحه کلیدهای استاندارد وجود دارد استفاده می‌کند و بعضی از نمادها تنها با فشار دادن دو کلید در دسترس هستند؛ که یکی از آن‌ها به عنوان کلید عملگر مانند شیفت برای نوشتن حروف بزرگ کاربرد دارد.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز