دست خوش کردن

لغت نامه دهخدا

دست خوش کردن. [ دَخوَش ْ / خُش ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درآمدن. پرداختن.
- دست خوش کردن به چیزی؛ بدان پرداختن:
به که بکاری بکنی دست خوش
تا نشوی پیش کسان دستکش.نظامی. || به آسانی درآمدن و راه بردن بدان. به تصرف آوردن:
نه چندانش خزینه پیشکش کرد
که بتوان در حسابش دست خوش کرد.نظامی.|| ساز کردن. آسان ساز کردن:
چو بر رود دستان کنم دست خوش
کنم مست و آنگه شوم مست کش.نظامی. || بازی کردن. مورد لعب قرار دادن. بازیچه ساختن:
دست خوش جفا مکن آب رخم که فیض ابر
بی مدد سرشک من در عدن نمی کند.حافظ.

فرهنگ فارسی

در آمدن پرداختن یا به آسانی در آمدن و راه بردن بدان.

جمله سازی با دست خوش کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چـنـان كـه مـلاحـظـه مـى كـنـيـد، نـام لوقـا در هـيـچ يـك از ايـن دونـقـل نـيـسـت و ايـن يـكـى از مـوارد اخـتـلاف بـيـن روايـات اسـلامـى وانـجـيـل هـايى است كه اگر خديث مزبور از نظر سند معتبر باشد، براى ما سنديّت دارد ومقدم بر انجيل هايى است كه دست خوش ‍ تحريف گرديده است.

💡 دست خوش توام بزبان خوشم بدار تا من بلطف، نام تو اندر زبان نهم

💡 یک غمزهٔ ضعیفت صد سرکش قوی را هم دست خوش گرفته هم پایمال کرده

💡 در بغداد ميان هواداران مستعين و هواداران معتز، چندين روز درگيرى و نبرد شديد برقراربود. تعدادى از طرفين كشته و زخمى گرديدند و اماكن فراوانى دست خوش غارت وتخريب گرديد و بر اين شهر كه دارالخلافه مسلمانان بود، هرج و مرج و بى نظمىحاكم گرديد.

💡 هر که به دامان آن نگار زند دست خوش گذرد چون حنا بهار و خزانش

💡 طراحی‌ های شخصیت سونیک پایدار نبوده و به مرور زمان دست خوش تغییرات شده است. اوشیما می‌گوید که سر سونیک را با الهام از فلیکس، شخصیت اصلی کارتون گربه ملوس طراحی کرده و بدن آن را با نگاهی به میکی ماوس ساخته است. چکمه‌های سونیک نیز تقلیدی از چکمه‌های مایکل جکسون هستند و رنگ قرمز شنل او نیز به قرمزی لباس بابانوئل مربوط است.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز