دز پسر عماره
لغت نامه دهخدا
دز پسر عماره. [ دِ زِ پ ِ س َ رِ ع َم ْما رَ ] ( اِخ ) شهرکی است [ به ناحیت پارس ] اندر وی حصاری بر کران دریای اعظم است و جای صیادان است و منزل بازرگانان است. ( حدود العالم چ دانشگاه ص 131 ).
فرهنگ فارسی
شهرکی است اندر وی حصاری بر کران دریای اعظم است و جای صیادان است و منزل بازرگانان است.
جمله سازی با دز پسر عماره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 (برادرم ! اى پسر عماره اكنون كه درگيرى صف حق وباطل شروع شده، همچون پدرت دامن همت بر كمر زن و قهرمانانه ايستادگى كن، و ازحريم على و حسن و حسين عليهما السلام و يارانشان حمايت كن، و با دلاوريهاى خود پوزههند و پسرش (معاويه ) را به خاك سياه مذلتبمال !