دز درو

لغت نامه دهخدا

دزدرو. [ دُ رَ / رُو ] ( اِ مرکب ) مَعبر تنگ و باریک که دزد تواند رفت. سوراخی درخانه که دزداز آن به درون تواند آمد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

معبر تنگ و باریک که دزد تواند رفت. سوراخی در خانه که دزد از آن به درون تواند آمد.

جمله سازی با دز درو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معنی خود عرضه کرد بر من و دیدم درو صورت هر نقش کو بود و مرا کرده بود

💡 چو دیده شعله به رنگ پر ملخ جسته درو بسان ملخ کرده خویش را پر تاب

💡 منم که چون به هنر جامه سخن با فم ز مدحت تو درو پود و تار خواهد بود

💡 و بعضى گفته اند اشاره به روزهائى است كه خداوند اقوام سركش را به زنجير عذابميكشيد و طاغوتها را با يك فرمان درو مى كرد!

💡 روضه جنت عارف دل دانا باشد که درو حور و قصورست و گل و لاله و کشت

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز