لغت نامه دهخدا
دریای سپید. [ دَرْ ی ِ س َ / س ِ ] ( اِخ ) دریای سفید. بحر ابیض. مدیترانه. رجوع به بحر ابیض ذیل بحر شود.
دریای سپید. [ دَرْ ی ِ س َ / س ِ ] ( اِخ ) دریای سفید. بحر ابیض. مدیترانه. رجوع به بحر ابیض ذیل بحر شود.
دریای سفید. بحر ابیض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «اورمزد هوم سپید را در دریای فراخکرت رویاند و اهریمن در عمق آب وزغی آفرید که هوم را تباه کند. اورمزد برای دفع آن وزغ ده ماهی آفرید که همواره پیرامون آن هوم را بپاید و همیشه یکی از ماهیان سرش به پایین و در جستجوی وزغ است.»