دریای بی نهایت
مترادفها
دریای بیکران، دریای بیکران
لغت نامه دهخدا
دریای بی نهایت. [ دَرْ ی ِ ن ِ ی َ ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) بحر محیط. ( ناظم الاطباء ). رجوع به محیط شود.
فرهنگ فارسی
بحر محیط
جمله سازی با دریای بی نهایت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کتاب آبی دریای بیکران او بهطور مفصل به اندیشه عرفانی در عصر مدرنیته که به تعبیر ماکس وبر، راززداییشده است، میپردازد.
💡 عجب رسمی است در دریای بی پایان نومیدی که هر کس دل به دریا کرد از ساحل برون آید
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به نیکلاس نیکلبی، دریای بیرحم، اسکات از قطب جنوب اشاره کرد.
💡 به آه گرم دل را آب کن گر تشنه وصلی که آن گوهر درین دریای بی پایان شود پیدا
💡 در اقلیم محبت رسم کم ظرفی نمیباشد درین دریای بیپایان بود هر قطره دریا دل
💡 مکن اندیشه از طوفان درین دریای بی لنگر که در آغوش ساحل کشتی از موج خطر افتد