لغت نامه دهخدا
( دریای آبسکون ) دریای آبسکون. [ دَرْ ی ِ ب َ / ب ِ ] ( اِخ ) دریای خزر. دریاچه خزر. بحر خزر. بحیره جرجانیه. دریای گرگان. رجوع به خزر و آبسکون در ردیفهای خود شود.
( دریای آبسکون ) دریای آبسکون. [ دَرْ ی ِ ب َ / ب ِ ] ( اِخ ) دریای خزر. دریاچه خزر. بحر خزر. بحیره جرجانیه. دریای گرگان. رجوع به خزر و آبسکون در ردیفهای خود شود.
( دریای آبسکون ) بحر خزر
دریای خزر. دریاچ. خزر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 -حاضرم با کمال میل. گوش کن پسرم. آبادی ما درست در سر یک چهار راهی واقع شده. از این جا یک جاده شاهی به نیشابور می رود که شما از آن جا می آیید. این راه در شرق آبادی ماست. راه دوم یا راه شمالی که روبروی ماست. نگاه کنید، این سمت را می گویم. این راه به صحرای خشکی می رسد که ما آن را کال سرپوش می نامیم. این کال تقریبا ۸ فرسنگ طول دارد و برای عبور از آن باید آب به مقدار کافی داشت. از این سمت به اسفراین و بعد به گرگان و طبرستان می روند که در کنار دریای آبسکون واقع شده و سراسر جنگل و کوه های بلند است. راه سوم از حاشیه این کوه سنگی سیاه رنگ می گذرد، هرچند کوره راهی بیش نیست ولی این آبادی را به دهستان «افچنگ» و دشت جوین متصل می کند. از جوین هم رو به شمال که بروید باز به جاده دوم می رسید و بعد از عبور از دشت بزرگی به نام آهوچر از دامنه غربی یک کوه خیلی بلند به نام «شاه جهان» به اسفراین می رسید و بعد به حدود گرگان می روید. راه جنوبی جاده شاهیست که مستقیما به سبزوار و شاهرود و دامغان و ری می رود.