لغت نامه دهخدا
در بر کردن. [ دَ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درپوشیدن. به بر کردن. لبس:
پارسا بین که خرقه دربرکرد
جامه کعبه را جل خر کرد.سعدی.
در بر کردن. [ دَ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درپوشیدن. به بر کردن. لبس:
پارسا بین که خرقه دربرکرد
جامه کعبه را جل خر کرد.سعدی.
در پوشیدن به بر کردن لبس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا حالیست با جانان که جان در بر نمیگنجد مرا سِرّیست با دلبر که دل در بر نمیگنجد
💡 در بر طفلی که یافت ره به دبستان عشق شادی یک شنبه نیست صد شب آدینه را
💡 جلد ۷ تئوری الاستیسیته جامدات، از جمله مواد جامد چسبناک، ارتعاشات و امواج موجود در بلورهای دارای جابجایی و نیز یک فصل در مکانیک کریستالهای مایع را در بر میگیرد.
💡 جزایر گرانیتی بیش از ۹۴۰ متر ارتفاع دارند و برخی دشتهای کموسعت ساحلی و بریدگیهای هستهای در سواحل شرقی را در بر میگیرند. جزایر کورالینی معمولاً دارای آبهای راکد هستند.
💡 از وفا نام مبر در بر آن شوخ که با وی هر چه مهر تو شود بیش جفایش بفزاید
💡 ديگرى گفته است: وى كسى است كه يك پيراهن در بر كند و دو آستين اضافى را برروى دو آستين موجود بپيوندد! و چنان وانمود سازد كه دو پيراهن در بر اوست.