لغت نامه دهخدا
داود ملک. [ وو م َ ل ِ ] ( اِخ ) از امرای سلطان جلال الدین سیورغتمش قراختائی است در کرمان. رجوع به حواشی تاریخ وزیری چ باستانی پاریزی ص 163 شود.
داود ملک. [ وو م َ ل ِ ] ( اِخ ) از امرای سلطان جلال الدین سیورغتمش قراختائی است در کرمان. رجوع به حواشی تاریخ وزیری چ باستانی پاریزی ص 163 شود.
از امرای سلطان جلال الدین سیور غتمش قراختائی است در کرمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مار بپوشد بمرغ جوشن داود مور ببخشد بمرد ملک سلیمان
💡 خسروا داود شاها ملک اگر باقی بدی تا ابد ملک سلیمان نبی برجاستی
💡 شاه زکریاست و داود زمان با سلیمان است در ملک جهان
💡 پس چرا حسد برید بآنچه بوی دادیم؟ و بطعن میبازگوئید؟ و آنچه سلیمان و داود را دادیم از ملک عظیم و زنان بسیار میباز نگوئید؟ و انکار میننمائید؟ یعنی که این جز از حسد نیست که شما را برین سخن میدارد.
💡 ۱۵- داود القانیان (صاحب ملک باشگاه که ماهی ۴۰ هزار تومان بابت اجاره ملک از اعضای باشگاه میگرفتهاست. پدرش صاحب پاساژ کنت، ساختمان آلومینیوم، کارخانه پلاستیکسازی و… است).