لغت نامه دهخدا
داغ بر روی یخ نهادن. [ ب َ ی ِ ی َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از آزار دادن شخصی که به آزار صاحب این عمل متأذی نمی شود و این از اهل زبان بتحقیق پیوسته. ( آنندراج ).
داغ بر روی یخ نهادن. [ ب َ ی ِ ی َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از آزار دادن شخصی که به آزار صاحب این عمل متأذی نمی شود و این از اهل زبان بتحقیق پیوسته. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امشب که داغ بر دل افگار سوختم گویا چراغ بر سر بیمار سوختم
💡 بنشاندش به حلقه زرین عقیقوار آن سان که داغ بر دل هر مشتری نهد
💡 آمد بهار و فیض نسیم بهار کو گل کرد داغ بر جگر و لاله زار کو
💡 گفتم که خطت خطاست گفتا به خطا رسمی ست که ترک داغ بر درد نهد
💡 اگر چو لاله بدانی ز بیوفایی عمر بسی ز آتش دل داغ بر جگر یابی
💡 بی درد هزار داغ بر سینه نهد بی باده هزار سر به مستی آرد