فرهنگستان زبان و ادب
داغ آتش
{fire scar} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] زخم درحال بهبود یا بهبودیافتۀ روی گیاه چوبی که براثر یک یا چند حریق ایجاد شده است
داغ آتش
{fire scar} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] زخم درحال بهبود یا بهبودیافتۀ روی گیاه چوبی که براثر یک یا چند حریق ایجاد شده است
💡 چون شمع پیش ازآنکهشویم آشیان داغ آتش فتاده بود پسی انگبین ما
💡 سوخت هرکس را که داغ آتشین رخساره ای پرده دار اخگر خورشید شد خاکسترش
💡 گل شکفت و هر کسی دارد هوای گلشنی ما و داغ آتشین رویی و کنج گلخنی
💡 هر که چون پروانه دارد داغ آتش طلعتی چون سپند آرام در مهتاب نتواند گرفت
💡 بر در پرده سرای خسرو پیروز بخت از پی داغ آتشی افروخته خورشیدوار