لغت نامه دهخدا
خوی زا. [ خوَی ْ / خَی ْ / خِی ْ / خُی ْ ] ( نف مرکب ) مُعَرِّق. ( یادداشت مؤلف ).
خوی زا. [ خوَی ْ / خَی ْ / خِی ْ / خُی ْ ] ( نف مرکب ) مُعَرِّق. ( یادداشت مؤلف ).
معرق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زاغه، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان خوی استان آذربایجان غربی ایران.
💡 سخت می لرزم بر این زنجیر ازین دیوانه ها رشته زلف تو نازک، خوی دلها نازک است
💡 پیکچی امرد که خوی شمع و خوی او یکیست پیش چشم عشقبازان پشت و روی او یکیست
💡 استران، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان خوی استان آذربایجان غربی ایران.
💡 هر چند میرویم بجائی نمیرسیم کو جذبه عنایتی از لطف خوی دوست
💡 سعلکده، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان خوی استان آذربایجان غربی ایران.