خوی باز کردن

لغت نامه دهخدا

خوی باز کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ترک عادت کردن. ( یادداشت مؤلف ):
طریق مرد عزلت جوی کن ساز
اگر مردی ز مردم خوی کن باز.اسرارنامه عطار.عمری که بصد هزار جان ارزانی
می باز کند خوی ز ما تا دانی.عطار.

فرهنگ فارسی

ترک عادت کردن

جمله سازی با خوی باز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از ماندگان به زیر فلک خوی باز کن بهجت سرای انس برون زین مخیم است

💡 چنان ستم شده کارت، که رحم بر سر مهر گر آردت، نتوانی که خوی باز کنی