لغت نامه دهخدا
خوش نشینان چمن. [ خوَش ْ / خُش ْ ن ِ ن ِ چ َ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گلها و نهالهای چمن. || کسانی که در چمن بتقریب تماشا اقامت کنند. ( از آنندراج ).
خوش نشینان چمن. [ خوَش ْ / خُش ْ ن ِ ن ِ چ َ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گلها و نهالهای چمن. || کسانی که در چمن بتقریب تماشا اقامت کنند. ( از آنندراج ).
گلها و نهالهای چمن یا کسانی که در چمن بتقریب تماشا اقامت کنند.
💡 خوشنشینها میتوانند زراعت دیم داشته باشند. در مناطق روستایی سبزوار، اراضی وسیعی در اطراف دهکدهها وجود دارد که به صورت دیم به کشت هندوانه اختصاص دارد. در چنین شرایطی، خوش نشینان روستایی هم حق دارند در اراضی مشاء، که متعلق به کل آبادی است، کار کرده و از آن بهره ببرند.
💡 بن هر لخت سنگ از خوش نشینان می دهد یادی پریشان سایه های بید در دامان گلشن هم
💡 خوشنشینهای روستایی به گروههای متعددی تقسیم میشوند. خوش نشینان از لحاظ نوع اشتغال به گروههای عمده کارگران روستا، سوداگران روستایی، کاسبکاران، کارکنان خدماتی، افزارمندان و دامداران تقسیم شدهاند که هر کدام از آنها مشتمل بر چند گروه شغلی کوچکتر هستند.