لغت نامه دهخدا
خوش عیشی. [ خوَش ْ / خُش ْ ع َ/ ع ِ ] ( حامص مرکب ) رفاه حال. ( یادداشت مؤلف ). نعم. نعومت: و پیوسته آن مدت را گذرانیده به فکاهت و خوش عیشی و افسانه. ( ترجمه محاسن اصفهان ).
خوش عیشی. [ خوَش ْ / خُش ْ ع َ/ ع ِ ] ( حامص مرکب ) رفاه حال. ( یادداشت مؤلف ). نعم. نعومت: و پیوسته آن مدت را گذرانیده به فکاهت و خوش عیشی و افسانه. ( ترجمه محاسن اصفهان ).
خوش زندگی رفاه حال
💡 عیشی خوش است با گل و با عید خلق را می نوش کن که می به چنین وقت خوشتر است