لغت نامه دهخدا
خورشید صراحی. [ خوَرْ / خُرْ دِ ص ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شراب. ( آنندراج ):
چو نور شمع ساقی تازه رو باش
ز خورشید صراحی ماه نو باش.زلالی ( از آنندراج ).
خورشید صراحی. [ خوَرْ / خُرْ دِ ص ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شراب. ( آنندراج ):
چو نور شمع ساقی تازه رو باش
ز خورشید صراحی ماه نو باش.زلالی ( از آنندراج ).
کنایه از شراب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خورشید را ز برج صراحی طلوع ده وانگه ز ماه نو طلب آفتاب کن