لغت نامه دهخدا
خوب اندام. [ اَ ] ( ص مرکب ) خوش اندام. آنکه اندام نیکو دارد. نیکوقالب. خوش کالبد: هَبَرْکَل؛ جوان خوب اندام. ( منتهی الارب ).
خوب اندام. [ اَ ] ( ص مرکب ) خوش اندام. آنکه اندام نیکو دارد. نیکوقالب. خوش کالبد: هَبَرْکَل؛ جوان خوب اندام. ( منتهی الارب ).
خوش اندام خوش بدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلوهٔ ناز از هزاران شیوهٔ خوبی یکیست خوبی قامت نه رعنایی اندام ست و بس
💡 تن پر مو نباشد خوش ز خوبان ولی با مو خوش است اندام ایشان