خواب بریدن
مترادفها
خواب رفتن، به خواب رفتن
متضادها
خوابیدن
لغت نامه دهخدا
خواب بریدن. [ خوا / خا ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) خواب کسی قطع شدن. دور شدن خواب. || خواب دور کردن. ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
خواب کسی قطع شدن دور شدن خواب
جمله سازی با خواب بریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای آرزوی چشمم رویت به خواب دیدن دوری نمیتواند پیوند ما بریدن