خلاف امد

لغت نامه دهخدا

( خلاف آمد ) خلاف آمد. [ خ ِ / خ َ م َ ] ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) کنایه از ناموافق. ناسازگار. غیر مطابق:
هرچه خلاف آمد عادت بود
قافله سالار سعادت بود.نظامی.از خلاف آمد عادت بطلب کام که من
کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم.حافظ.

فرهنگ فارسی

( خلاف آمد ) کنایه از ناموافق ناسازگار

جمله سازی با خلاف امد

💡 هر چه خلاف آمد عادت بود قافله سالار سعادت بود

💡 پیک آمد اینک آمد در حجاب بی خلاف آمد برون او از حساب

💡 رکن نخستش که شهادت بود راه خلاف آمد عادت بود

💡 حق که منشور سعادت داده ست در خلاف آمد عادت داده ست

جنگنده یعنی چه؟
جنگنده یعنی چه؟
انقاذ یعنی چه؟
انقاذ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز