لغت نامه دهخدا
خفته رسته. [ خ ُ ت َ / ت ِ رُت َ / ت ِ ] ( اِ و ص مرکب ) قسمی صنعت حجاری آجربری است که نقش موجود در آن از زمینه برجسته باشد. انگیخته. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خفته رسته. [ خ ُ ت َ / ت ِ رُت َ / ت ِ ] ( اِ و ص مرکب ) قسمی صنعت حجاری آجربری است که نقش موجود در آن از زمینه برجسته باشد. انگیخته. ( یادداشت بخط مؤلف ).
قسمی صنعت حجاری آجر بری است که نقش موجود در آن از زمینه برجسته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من خفته بدم دوش دل از یار جدا بر بالینم رسته یکی شاخ گیا
💡 زاغ خفته در آشیان هزار خار رسته به جایگاه سمن
💡 یکی خفته بر پرند، یکی خفته بر حریر یکی رسته از نهفت یکی جسته از حصار