خفتن گرفتن
لغت نامه دهخدا
خفتن گرفتن. [ خ ُ ت َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بخواب رفتن:
بیکدم که چشمانش خفتن گرفت
مسافر پراگنده گفتن گرفت.سعدی ( بوستان ).
فرهنگ فارسی
بخواب رفتن
جمله سازی با خفتن گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عبرت از گذشته ات گرفتن بایدی، بس است خورد و خفتن