لغت نامه دهخدا
خطر یافتن. [ خ َ طَ ت َ ] ( مص مرکب ) عظمت یافتن. بزرگی یافتن:
تن بجان یابد خطر زیرا که تن زنده بدوست
جان بدانش زنده ماند زآن از او یابد خطر.ناصرخسرو.
خطر یافتن. [ خ َ طَ ت َ ] ( مص مرکب ) عظمت یافتن. بزرگی یافتن:
تن بجان یابد خطر زیرا که تن زنده بدوست
جان بدانش زنده ماند زآن از او یابد خطر.ناصرخسرو.
عظمت یافتن بزرگی یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با پایان یافتن تهدید ژرمنهای آریوویستوس، آتش خصومتهای کهنه میان قبایل گالیایی محو شد و در همان هنگام نوعی ناشکیبایی نسبتبه اشغالگری رومیان رو به افزایش بود. در این شرایط، بسیاری از اقوام اتحادهایی با ژرمنهای جناح چپ رود راین برقرار ساختند،[پانویس ۴۰] تا کمکی اضطراری در برابر خطر مشترک و حتمی یعنی لژیونهای سزار ــ که بسیاری دچار سوءظن بودند که به زودی بهسمت قلمروهای آنان به راه خواهند افتاد ــ بیابند.