خط متوازی
مترادفها
خط موازی
متضادها
خطوط متقاطع
لغت نامه دهخدا
خط متوازی. [ خ َطْ طِ م ُ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خطی که در موازات خط دیگری واقع شود. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
خطی که در موازات خط دیگری واقع شود
جمله سازی با خط متوازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بین صفر و یک باشد، نقطهٔ روی رویه سهمیگون هذلولی بهدست آمده در محدودهٔ متوازیالأضلاع
💡 هگز یک بازی دونفره است که بر روی شبکه شش ضلعی در اندازههای مختلف و چندین شکل ممکن انجام میشود. اما به صورت سنتی به شکل متوازیالأضلاع ۱۱×۱۱ میباشد.
💡 راه کاروانی اکباتان بابل مسیری بود که در دنیای قدیم میان دو تمدن مؤثر و پیشتاز برقرار گشته بود. نواحی پارسوا و زاموآ که در درههای زابکوچک و دیاله قرار داشته عمقاً در جبال زاگرس پیش رفته اجازه میدهند که چند سلسله کوهستانهای متوازی قطع شود و معبر نسبتاً سهلالعبوری ایجاد گردد.
💡 روش متوازیالأضلاع یا تولید مخروطی اشتاینر را میتوان زمان داشتن قطرهای بیضی یا یک وتر و قطر مزدوج آن به کار برد.
💡 منشور چندوجهیای است که وجههای بالا و پایینش چندضلعیهای همنهشت (مساوی) باشند که در صفحههایی موازی هم قرار دارند. رئوس وجههای بالا و پایین یک منشور با پارهخطهایی به هم وصل میشوند. بااینحساب هر یک از وجههای جانبی منشور یک متوازیالاضلاع است و یال ایجادشده یک سطح چندوجهی است.
💡 در هندسه، متوازیالسطوح یک شکل هندسی است که از شش متوازی الاضلاع تشکیل شده است.