خط اوردن

لغت نامه دهخدا

( خط آوردن ) خط آوردن. [ خ َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) تازه ریش در آوردن. تازه خط بر صورت در آمدن: دویست غلام بیشتر خط آورده همه خیاره و مبارز و اهل سلاح بگزید. ( تاریخ بیهقی ).
بازآمد و آن رونق پارینش نیست
خط خویشتن آورده که من معزولم.سعدی.

فرهنگ فارسی

( خط آوردن ) تازه ریش در آوردن تازه خط بر صورت در آمدن.

جمله سازی با خط اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 است، همان‌طور که احتمال خط آوردن هم

💡 رخت را گو خط آوردن چه حاجت که هم خود حاکمی هم خود گواهی

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز