لغت نامه دهخدا
خشم کردن. [ خ َ / خ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بغضب آمدن. عصبانی شدن. غضبناک شدن:
قلم بطالع میمون و بخت بد رفته ست
اگر تو خشم کنی ای پسر وگر خشنود.؟
خشم کردن. [ خ َ / خ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بغضب آمدن. عصبانی شدن. غضبناک شدن:
قلم بطالع میمون و بخت بد رفته ست
اگر تو خشم کنی ای پسر وگر خشنود.؟
بغضب آمدن عصبانی شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «مارین» که یک وکیل است پس از۳۲ سال دوری و بیخبری به دیدن شوهر سابقش «یوهان» میرود که حالا با پسرش «هنریک» و نوهاش «کارین» در خانهای ییلاقی و دورافتاده در سوئد زندگی میکند. کارین که نزد پدرش درس نواختن ویولنسل میگیرد برای مارین از شقاوت و خودمحوری پدرش میگوید، از آن طرف، هنریک که سوگوار از دست دادن همسرش آنا است، به کارین التماس میکند تا او را ترک نکند. هنریک از پدرش تقاضای گرفتن ارثیهاش را میکند تا بتواند برای دخترش ویولنسل بهتری بخرد، اما پدربزرگ با رد کردن این پیشنهاد پسر را از خود میرنجاند. هنریک با مارین دربارهٔ امکان به دادگاه کشیدن پدرش صحبت میکند و او را از این همه انزجار و خشم نسبت به پدر، شگفت زده میکند. یکی از دوستان اهل موسیقی یوهان، که متوجه استعداد کارین در نواختن ویولنسل شده، اظهار آمادگی میکند که خرج تحصیل او را در دانشگاهی در هلسینکی بپردازد.
💡 در ۱۷۰۲، دو استان تحت امر فرماندار سلطنتی متحد شدند. ادوارد هاید، لرد کورنبری، نخستین فرماندار مستعمرهٔ نیوجرسی به عنوان یک مستعمرهٔ سلطنتی بود. بریتانیا به مرور پی برد که او یک فرماندار فاسد و خنثی است که در سرزمینش به گرفتن رشوه و احتکار مشغول است. در سال ۱۷۰۸، او به انگلستان فراخوانده شد. پس از آن نیوجرسی توسط فرماندار نیویورک اداره شد. این امر ساکنان نیوجرسی را به خشم آورد زیرا معتقد بودند که فرماندار توجه بیشتری به نیویورک نشان میدهد. قاضی لویس موریس پروندهٔ جدا کردن فرمانداران را قضاوت کرد. همچنین فرماندار یک بار در ۱۷۳۸ با پادشاه جرج دوم دیدار کرد.