خس البری
لغت نامه دهخدا
خس البری. [ خ َس ْ سُل ْ ب َرْ ری ی ] ( ع اِ مرکب ) کاهو بیابانی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
کاهو بیابانی
جمله سازی با خس البری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غیاثالدین بَلْبَن به عنوان آخرین سلطان بزرگ این خاندان شناخته میشود که در سال ۶۶۳ ق/ ۱۲۶۵ م به تخت سلطنت نشست. غیاث الدّین اُلُغ خان، ممتازترین سلطان از خاندان سلاطین مملوک دهلی به شمار میرود او در اصل غلامی ترک از قبیلهٔ البری، و از اعضای گروه معروف چِهِلگانی (چهل غلامِ پرورده سلطان اِلتُتْمِش) بود و به سبب شایستگی و استعداد خویش پیشرفت کرد تا جایی که ناصرالدین محمودشاه (۶۴۴ـ ۶۶۴ ق)، پادشاه زاهد او را وزیر و «نایب مملکت» کرد و دختر او را به همسری برگزید. بَلْبَن عملاً در سراسر سلطنت محمود، فرمانروایی داشت و عوامل تجزیه و تفرقه را مهار کرد و در ادارهٔ کشور اعمال قدرت نمود. در ۶۶۴، پس از درگذشت محمود، که فرزند نداشت، سلطنت خود را باعنوان غیاث الدین بلبن، رسماً آغاز کرد و تجربههای دوران نیابتش، او را در جایگاهی مطلوب قرارداد.
💡 در نوامبر ۲۰۱۴، مراقبان دبین و اعضای کمیته تکنیکی، جوی هس، روس البری، یان جکسن، و مراقب بسته سیستمدی، تولف فوگ هین، از منصب خود استعفا دادند. هر چهار نفر تصمیم خود را در فهرست ایمیل اعلام عمومیکردند و در بلاگ شخصیشان با نگرانی و قرار گرفتن در معرض استرس شدید مربوط به ادغام سیستمدی با دبین و اجتماع متنباز، اعلام کردند که تعمیر و نگهداری منظم، کاری غیرممکن میشود.