خروشان دز

لغت نامه دهخدا

خروشان دز. [ خ ُ دِ ]( اِخ ) نام رودیست بخوزستان. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نام رودیست بخوزستان

جمله سازی با خروشان دز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنگر یکی به‌ رود خروشان به‌وقت آنک دریا پی پذیره‌اش آغوش برگشود

💡 در ايـن هـنـگـام بـه امـواج آب فـرمـان داده شـد بـه جـاى نـخـستين بازگردند. امواج همانندسـاخـتـمـان فـرسودهاى كه پايه آنرا بكشند يكبار فرو ريختند (و دريا آنها را در ميانامواج خروشان خود پوشاند پوشاندنى كامل ) (فغشيهم من

💡 قلعه و دژی بسیار محکم و مجلل بر بلندای خود داشت، پایتخت تابستانی یزدگرد سوم و شهر رؤیایی با درختان میوه و باغات انبوه و سرابهای خروشان و نسیمی معتدل، استراحت‌گاه و پایتخت تابستانی شاهان ساسانی و اشکانی بوده‌است.

💡 لبهاى كوچك او در جستجوى قطره اى آب هستند... در حالى كه فرات موج مى زند. در وسطبيابان چون مارى خروشان در حركت است. حسين كودك تشنه اش را جلو مى برد: ((اَلاقَطْرَةُ ماءٍ؟؛ آيا قطره اى آب وجود ندارد؟)).

💡 خروشان شد نظر کای دیده را نور چه دیدی کز نظر گشتی چنین دور

💡 خروشان شد از شاه و بر پای خاست چنین گفت کای داور داد و راست

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فرایند یعنی چه؟
فرایند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز