لغت نامه دهخدا
خرده گچ. [خ ُ دَ / دِ گ َ ] ( اِ مرکب ) ریزه های گچ. آشغال گچ. باقیمانده های گچ در بنائی پس از برگرفتن گچهای خوب.
خرده گچ. [خ ُ دَ / دِ گ َ ] ( اِ مرکب ) ریزه های گچ. آشغال گچ. باقیمانده های گچ در بنائی پس از برگرفتن گچهای خوب.
ریزه های گچ آشغال گچ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین باید در بام سبز، امکانی جهت انبارداری خردهریزها و وسایل باغبانی در نظر گرفت.
💡 خریداران باتجربه زعفران هنگام سنجیدن خریدهایشان، قوانینی دارند. آنها به دنبال رشتههایی هستند که رنگ قرمز روشن، اندکی رطوبت و قابلیت ارتجاعی نشان میدهند. آنها رشتههای دارای رنگ قرمز آجری (نشان دهنده کهنه بودن)، و خردههای جمعآوری شده در ته ظرف را که به دلیل کهنه بودن شکننده شدهاند، نمیخرند.
💡 دربارهٔ پیشینهٔ زرندیه، از واژههای باقیمانده در زبان فارسی کنونی زرنگ که معرب زرنج است با نام زرند از یک ریشه بوده که زرنگ به زرند تبدیل شدهاست. واژهٔ زرند در نسخ قدیمی به خرده ریزطلا و زر معنی شدهاست.