خرده مو

لغت نامه دهخدا

خرده مو. [ خ ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) کم مو.خردموی. اَجْرَد. ( تاج المصادر بیهقی ):
تیزگوشی پهن پشتی ابلقی
گردسُمّی خرده مویی فربهی.منوچهری.

فرهنگ فارسی

کم مو خرد موی

جمله سازی با خرده مو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اکثریت اسلاوهای پولابی خرده‌دهقان‌پیشه‌هایی بودند که در روستاهای کوچکی ساکن بوده و به کشاورزی و دامپروری می‌پرداختند. شکار و ماهی‌گیری و زنبورداری هم میان آنان معمول بوده است. بالاترین مقامات پولابی شاهزادگانی بودند که کنز خوانده می‌شدند.

💡 شست و شو: برداشتن خرده‌ها را گویند، که از تقصیر در وجود آمده باشد، و صفای حضور عاشق و معشوق.

💡 شرکت سیرز هم‌اکنون پس از شرکت‌های وال‌مارت، کروگر، تارگت، والگرینز، هوم دیپو، کاستکو، سی‌وی‌اس، لاوز و بست بای در رتبه دهم از بزرگترین شرکت‌های خرده‌فروشی ایالات متحده قرار دارد.

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به خرده‌پولی از بهشت و کارآگاه آوازخوان اشاره نمود.

💡 یک خرده یادم آمد و این نیک خرده ایست شاید که در سخن کنم این خرده را بیان

زیستن یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز