لغت نامه دهخدا
خردجسم. [ خ ُ ج ِ ] ( ص مرکب ) کوچک اندام. خرداندام. کوچک جسم. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خردجسم. [ خ ُ ج ِ ] ( ص مرکب ) کوچک اندام. خرداندام. کوچک جسم. ( یادداشت بخط مؤلف ).
کوچک اندام خرد اندام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روشنانی که این خرد دارند جام جسم و ضمیر خود دارند