لغت نامه دهخدا
خرابی زده. [ خ َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از مفلس. تهیدست. ( آنندراج ):
عشق را نیست خراجی بخرابی زدگان.سعدی.
خرابی زده. [ خ َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از مفلس. تهیدست. ( آنندراج ):
عشق را نیست خراجی بخرابی زدگان.سعدی.
کنایه از مفلس تهیدست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دستهدندههای گردان بهطور قابل توجهی کمتر از سایر طرحهای دسته دنده مستعد خرابی هستند، زیرا هیچ قسمت بیرون زدهای ندارند که بتواند گیر کند، خم شود یا بشکند. مکانیک ظریف تا حدی موجود در داخل دسته به خوبی کپسوله شده و در برابر کثیفی مقاوم است. فرآیندهای تعویض دنده بصریتر انجام میشوند، زیرا فقط یک عنصر کنترل برای هر سیستم دنده وجود دارد و میتوان همه دندهها را یکی پس از دیگری تغییر داد.
💡 کامران عدل دربارهٔ علاقمند شدنش به عکاسی گفتهاست: ۱۲ ساله بودم که یک شب سرد و طوفانی با یکی ازاقوامم حسین عدل برای دیدن آقای مصباح زاده رفتیم روزنامه کیهان، انگارجایی سیل آمده بود و خرابی به بار آورده بود، عکاس روزنامه آقای سجادپور هم برای عکاسی ازمنطقه سیل زده داشت وسائلش را آماده میکرد.
💡 زمینلرزهٔ سال ۳۶۵ در کرت زمینلرزهای بود زیر دریایی که در حدود سپیدهدم روز ۲۱ ژوئیهٔ سال ۳۶۵ میلادی در شرق دریای مدیترانه روی داد. مرکز احتمالی این زمینلرزه را در نزدیکی شهر کرت دانستهاند و زمینشناسان امروزی شدّت آن را در مقیاس ریشتر، ۸ یا بیشتر تخمین زدهاند. این زمینلرزه خرابی گستردهای را در مرکز و جنوب یونان، شمال لیبی، مصر، قبرس و سیسیل باعث شد و تقریباً تمامی شهرهای کرت را نابود ساخت.