لغت نامه دهخدا
خر ماچه.[ خ َ رِ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خر ماده. ماده خر. مقابل خر نر. اَتان. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خر ماچه.[ خ َ رِ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خر ماده. ماده خر. مقابل خر نر. اَتان. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خر ماده خرما خرک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کوزوو و غرب مقدونیه در زمانی که بخش مستقلی از آلبانی بود، آلمانها و بالیستها درگیریهای پراکندهای با پارتیزانهای یوگسلاوی داشتند. وقتی که ماچه لار در حد فاصل دبار و پشکوپی توسط بریگاد پارتیزانها تصرف شد، آلمانها با همکاری نیروهای ژم حسا (Xhem Hasa) علیه پارتیزانهای آلبانی و یوگسلاوی دست به تهاجم زدند.
💡 خداوندا، ما عاجزيم از شكر نعم تو، لسان ما و همه موجودات الكن است از حمد و ثناى تو،جـز آنكه سر خجلت به پيش افكنيم و از بيحياييهاى خويش عذر بخواهيم چاره نداريم. ماچه هستيم كه لايق رحمتهاى تو باشيم، ولى سعه رحمت و عموم نعمت تو بيش از آن است كهدر حوصله تقرير آيد. اءنت كما اءثنيت على نفسك.(511)
💡 زمینلرزه اول به بزرگی ۵٫۵ درجه در ساعت ۱۹:۱۰ در نزدیکی ویسو در استان ماچهراتا روی داد، اما تکانهای آن در رم، پروجا، فلورانس و ناپل حس شد، دو ساعت بعد یک زلزله به بزرگی ۶٫۱ درجه در در دو کیلومتری شمال غربی ویسو روی داد و دو نفر را زخمی کرد.