لغت نامه دهخدا
خذخوش. [ خ ُ ] ( اِ ) آنچه از درخت می خشکد. صریف. در تاج العروس آمد: قال ابوحنیفه زعم بعض الرواة ان الصریف مایبس من الشجر مثل الضریع و هوالذی فارسیته خذخوش. ( از تاج العروس ج 6 ص 164 س 6 ).
خذخوش. [ خ ُ ] ( اِ ) آنچه از درخت می خشکد. صریف. در تاج العروس آمد: قال ابوحنیفه زعم بعض الرواة ان الصریف مایبس من الشجر مثل الضریع و هوالذی فارسیته خذخوش. ( از تاج العروس ج 6 ص 164 س 6 ).
آنچه از درخت می خشکد. صریف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه فسق خوش و نه لذت بندگی است پس مرگ چه باشد اگر این زندگی است؟
💡 در فیلم خوش رنج که با موسسه بیطرف فیلم همکاری می کرد از بازیگرانی چون رامین الماسی و محبوب محمودی استفاده کرد
💡 تا ظن نبری که شاهدی روی خوش است یا راحت جان عاشقان بوی خوش است
💡 جرجافک، روستایی خوش آب وهوا از توابع بخش مرکزی شهرستان زرند در استان کرمان ایران است.
💡 مردمى سنگدل بودند كه در خانه هايى سنگى و در عيش و نوش بسر مى بردند. هركس درخانه خود كنيزكانى داشت، كنيزكانى خوشرنگ و خوش آواز.
💡 خوش خوش خرامان میروی، ای شاه خوبان تا کجا شمعی و پنهان میروی پروانه جویان تا کجا؟