لغت نامه دهخدا
خبردار گفتن. [ خ َ ب َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بردابرد گفتن. || هشدار دادن.
خبردار گفتن. [ خ َ ب َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بردابرد گفتن. || هشدار دادن.
آگاهی دادن اطلاع دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 533 - امام محمد باقر عليه السلام فرمود:رسول خدا صلى الله عليه و آله به گروهى گذر كرد كه سنگى را بلند كرده وحمل مى كردند، حضرت فرمود: اين چيست ؟ عرض كردند: با اين كار مقاوم ترين و قوىترين را مى آزماييم. حضرت فرمود: آيا شما را خبردار سازم كه مقاوم ترين و قوىترين شما كيست ؟ عرض كردند: آرى اى رسول خدا. حضرت فرمود: مقاوم ترين وتواناترين شما كسى است كه هرگاه خوشنود باشد خوشنودى اش او را به گناه وباطل نيفكند و هرگاه خشمگين باشد خشمش او را از گفتن حق بيرون نبرد و هرگاه استيلا وتسلط پيدا كند چيزى را كه حق او نيست به ناحق نگيرد.
💡 كلمه (ويل ) به معناى قبح و زشتى است، و هر بدى را كه مايه اندوه آدمى شود(ويل ) مى گويند، مانند مردن يا مصيبت ديدن يا جنايت فجيع يا رسوائى وامثال آن، و اين ندا در جايى گفته مى شود كه طرف بخواهد بطور كنايه بفهماند كه آن مصيبت، آن امر فجيع، آن رسوايى و... دارد مى رسد، پس وقتى گفته مى شود: (ياويلى ) معنايش اين است كه مصيبتم رسيد، خاك بر سرم شد و آنچه مايه اندوه من است برسرم آمد، و آوردن حرف (تاء) و گفتن: (يا ويلتى ) زمانش وقتى است كه بخواهندهمان ويل را فرياد بزنند و ديگران را خبردار كنند.