خایه گز

لغت نامه دهخدا

خایه گز. [ ی َ /ی ِ گ َ ] ( اِ مرکب ) رتیلا. ( ملخص اللغات حسن خطیب ).

فرهنگ فارسی

رتیلا

جمله سازی با خایه گز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سیه چشم و بورابرش و گاودم سیه خایه و تند و پولادسم

💡 و گفت: هیچ آرزو بر دل من دست نبوده است، مگر وقتی در بادیه می‌آمدم. آرزوی نان گرم و خایه مرغ بر دلم گذر کرد. اتفاق افتاد که راه گم کردم. به قبیله ای افتادم. جمعی ایستاده بودند و مشغله می‌کردند. چون مرا بدیدند در من آویختند و گفتند: کالای ما برده ای.

💡 چون کدو خایه و چنار انگشت خرزه در شست و خربزه بر پشت

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز