عبارت «خانه به آب رسیدن» یکی از تعبیرهای کنایی و ادبی در زبان فارسی است که هم معنای ظاهری دارد و هم معنایی عمیق و استعاری را در خود جای داده است. در معنای ظاهری، این عبارت به حالتی اشاره میکند که پایهها و بنیان یک خانه به آب برسد یا بر روی آب قرار گیرد؛ وضعیتی که معمولاً نشانه سستی بنیاد و خطر فرو ریختن ساختمان است. اما در کاربرد کنایی و ادبی، این اصطلاح به معنای نابود شدن، ویران گشتن و از هم پاشیدن زندگی، دارایی یا اساس کار انسان به کار میرود. هنگامی که گفته میشود «خانهاش به آب رسید»، منظور این است که زندگی او دچار تباهی، خسارت یا فروپاشی کامل شده و پایههای آرامش و امنیتش از میان رفته است. این تعبیر در ادبیات فارسی اغلب برای بیان شدت خرابی و از بین رفتن بنیاد امور استفاده شده و تصویری از بیثباتی و نابودی را در ذهن ایجاد میکند. آب در اینجا نمادی از عاملی ویرانگر و فرساینده است که وقتی به بنیان خانه برسد، موجب سستی و سقوط آن میشود؛ به همین دلیل این اصطلاح مفهوم فروپاشی ریشهای و اساسی را منتقل میکند. شاعران و نویسندگان فارسی نیز از این کنایه برای بیان نابودی معنوی، مالی یا اخلاقی بهره بردهاند و آن را در توصیف زندگیهای ازهمگسیخته یا موقعیتهای بحرانی به کار بردهاند. این عبارت علاوه بر جنبه ادبی، در گفتوگوی روزمره نیز ممکن است برای اشاره به شکست سنگین، از دست رفتن سرمایه یا خراب شدن اوضاع زندگی استفاده شود. بنابراین «خانه به آب رسیدن» کنایهای از نابودی کامل و فرو ریختن بنیاد زندگی یا هر امر مهم و استوار است که ریشه در تصویر سست شدن پایههای خانه در برابر آب دارد.
خانه به اب رس
لغت نامه دهخدا
( خانه به آب رس••• ) خانه به آب رسیدن. [ ن َ / ن ِ ب ِ رَ / رِدَ ] ( مص مرکب ) پایه خانه ای بر روی آب افتادن، کنایه از خراب شدن و از بین رفتن خانه است:
ای بسا خانه تقوی که رسیده ست به آب
تا ز منزل عرق آلود برون تاخته ای.صائب.