خانقاه قلبی
لغت نامه دهخدا
خانقاه قلبی. [ ن َ / ن ِ ق َ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر. واقع در 30 هزارگزی شمال کلیبر و 30 هزارگزی اهر به کلیبر، ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل،دارای 19 تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. آب آنجااز چشمه سار و محصول آن غلات است. اهالی بزراعت اشتغال دارند و راه مالرو است. این ده در محل قشلاق ایل چلیپانلو قرار دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی است جزئ دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر.
جمله سازی با خانقاه قلبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وی در سپتامبر ۲۰۰۷ دچار حمله قلبی شد و سلامتش رو به افول گذاشت و در ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ (۱۹ مهر ماه ۱۳۸۷ش) در خانقاهی که در نزدیکی شهر آکسفورد بنیان نهاده بود، درگذشت.
💡 در اصطلاحات عرفانی، خانقاه قلبی به معنای فضای درونی و معنوی قلب انسان است که در آن سالک با حضور خداوند و ریاضت نفس خود مشغول است.
💡 رسیدن به آرامش در خانقاه قلبی نیازمند پاکسازی روح از تعلقات دنیوی و تمرکز بر ذکر الهی برای رسیدن به نزدیکی بیشتر با حقیقت مطلق و خداوند است.
💡 عارفان بر این باورند که هر انسانی باید خانقاه قلبی خود را آباد کند تا بتواند در مسیر سلوک عرفانی، از تاریکیها عبور کرده و به نور برسد.