خانقاه ست

لغت نامه دهخدا

خانقاه ست. [ ن َ / ن ِ هَِ س ِ ] ( اِخ ) این خانقاه را بحلب زوجه نورالدین و مادر ملک صالح الاعیل بن عادل نورالدین بسال 587 هَ. ق. بنا کرد. زن مزبور خانقاه مورد بحث را در طرف خاکی که قبر پسرش ملک صالح بود ساخت. ( از خطط الشام محمد کردعلی جزء 6 ص 144 ).

فرهنگ فارسی

این خانقاه را بحلب زوجه نورالدین و مادر ملک صالح الاعیل بن عادل نورالدین بسال ۵۸۷ قمری بنا کرد.

جمله سازی با خانقاه ست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون شیخ ما مدتی در آن خانقاه ریاضت کرد، پیر بوالفضل بفرمود شیخ را، تا زاویۀ خویش در صومعۀ پیر بوالفضل آورد و مدتی با پیر بهم دریک صومعه بود و شب و روز مراقبت احوال شیخ می‌کرد و او را بانواع ریاضتها می‌فرمود.

💡 جانشینان شیخ ابواسحاق در رهبری سلسلهٔ کازرونیه، بیشتر خانقاه‌های خود را در مسیرهای تجاری می‌ساختند.

💡 پیر خانقاه من، مست و پای کوبانی سر بده قدح بستان، کوی می فروشان است

💡 خنک مرا که خرابات و خانقاه یکی ست گدا و خواجه و درویش و پادشاه یکی ست

💡 خانقاه (ایجرود)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ایجرود در استان زنجان ایران است.

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز