خاموشی حسی

متضادها

هیاهو، سروصدا

فرهنگستان زبان و ادب

{sensory extinction} [روان شناسی] ناتوانی در درک محرک های حسی یک ناحیه از بدن، وقتی که دو ناحیه به طور هم زمان به شیوه ای واحد تحریک می شوند

ویکی واژه

ناتوانی در درک محرک‌های حسی یک ناحیه از بدن، وقتی که دو ناحیه به‌طور هم‌زمان به شیوه‌ای واحد تحریک می‌شوند.

جمله سازی با خاموشی حسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سقراط سپس هستی‌ شناسی هراکلیتوسی را نقل می‌کند یعنی معرفت‌شناسی پروتاگوراسی را با هستی‌شناسی هراکلیتوسی در می‌آمی‌زد. چیزی به نام «هست» نداریم آنچه که داریم «شدن» است و ناشی از جنبش. «نیست» نداریم آنچه که داریم، «نشدن» است که ناشی از سکون است. آتش نتیجهٔ مالش و جنبش است و خاموشی و سردی نتیجهٔ سکون. سلامتی بدن نتیجهٔ تمرین، حرکت و ورزش است و بیماری نتیجهٔ سکون. شناسایی نتیجهٔ حرکت و جنبش روح است و بی‌فکری نتیجهٔ سکون. حال اگر من رنگی را آبی می‌بینم رنگ آبی نتیجه اصطکاک چشم با جنبشی که خاص آن رنگ است پدید می‌آید. پس برای هر کس یک جور ظاهر می‌شود. برای یک فرد هم در هر دیدنی، یک جور نمودار می‌شود؛ چون فرد همیشه در حال تغییر و آن چیزی هم که متعلق ادراک حسی ماست همیشه در حال جنبش است. لذا دربارهٔ هیچ چیزی نمی‌توان گفت «هست» بلکه باید گفت همه چیز همواره «می‌شود» و «شدن» هر چیز هم همواره برای چیز دیگری است. و حتی با زبان متعارف نمی‌شود سخن گفت وقتی که همه چیز در سیلان باشد بلکه «باید برای خود زبانی تازه بسازند.»

💡 در اتاق‌های مخصوص ایزوله، افراد با تجربه خاموشی حسی، تلاش می‌کنند تا با حذف محرک‌های بیرونی به آرامش عمیق و خودشناسی برسند.

💡 تجربه خاموشی حسی می‌تواند باعث شود که انسان درک متفاوتی از زمان و مکان پیدا کند و در دنیای درونی خود غرق شود.

💡 برخی روان‌شناسان معتقدند که در دنیای پر از سر و صدا، رسیدن به نوعی خاموشی حسی می‌تواند به کاهش استرس‌های روزمره کمک کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران