لغت نامه دهخدا
خالی داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) تهی داشتن:
اندرون از طعام خالی دار
تا در او نور معرفت بینی.سعدی ( گلستان ).|| خلوت کردن با: امیر از سرای برآمد و بر ایشان خالی داشت تا نماز دیگر. ( تاریخ بیهقی ).
خالی داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) تهی داشتن:
اندرون از طعام خالی دار
تا در او نور معرفت بینی.سعدی ( گلستان ).|| خلوت کردن با: امیر از سرای برآمد و بر ایشان خالی داشت تا نماز دیگر. ( تاریخ بیهقی ).
تهی داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از ثنای تو نخواهم داشتن فارغ زبان وز هوای تو نخواهم داشتن خالی ضمیر
💡 به رسمیت شناختن جهانی حق زنان برای داشتن زندگی خالی از خشونت امر جدیدی است. بهطور تاریخی تعامل زنان با خشونت و قانون جزایی که اغلب مجرمان را محافظت میکند، با نبردشان علیه تبعیض متصل شدهاست.