خال کوبی کردن

لغت نامه دهخدا

خال کوبی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خال کوفتن. کبودزنی کردن. وَشم. تَوشیم.

فرهنگ فارسی

خال کوفتن کبود زنی کردن

ویکی واژه

tatuare

جمله سازی با خال کوبی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هنری شاریر (با بازی استیو مک کوئین) که به دلیل خال کوبی پروانه روی سینه به پاپیون شهرت پیدا کرده به جرم قتل یک دلال به اشتباه مقصر شناخته شده و در سال ۱۹۳۳ دادگاه قضایی او را به حبس ابد در گویان فرانسه محکوم می‌کند.

💡 همچنین گزارش‌های رسانه ای اظهار داشتند که کالبد شکافی جکسون، یک محل زخم در دو طرف بینی، یک جای زخم در پشت هر دو گوش و دو زخم بر روی گردن او (که احتمالاً ناشی از جراحی زیبایی بوده)، به علاوه خال کوبی‌های زیبایی در ابرو، اطراف چشم، لب‌ها و در خطوط رویش مو در پوست سر را گزارش کرده‌است. (یکی از عوارض بیماری لوپوس ریزش مو می‌باشد و به همین دلیل جکسون ناچار به خالکوبی شده‌است)

سفله یعنی چه؟
سفله یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز